ریشه های تاریخی اجتماعی نذر

نذر در ایران سنتی بسیار کهن است که به رغم تحولات مختلف تا به امروز تداوم یافته است. فقهای اسلام نذر را دو نوع می دانند: اول آنکه نذر با لفظ خاصى که ذکر مى‏شود چیزى را از براى خدا به عهده بگیرد و دوم آنکه نذر فقط برای خدای متعال باشد .

بدیهی است که با توجه به تاکید اسلام بر نیکوکاری و بذل مال جهت منافع عمومی جامعه، ریشه اصلی نذر در ایران را باید در انگیزه های نیکوکارانه افراد جست وجو کرد. اما در این میان علل تاریخی و اجتماعی دیگری نیز بر سنت نذر مترتب است که نباید از وجود آنها غافل ماند.

یکی از دلایل گسترش نذورات در ایران و خصوصاً از سده هفتم هجری به بعد که مغولان ایران را به تصرف خود در آوردند، ناامنی و عدم امنیت اقتصادی و اجتماعی بود. حکام بر جان و مال مردم سلطه کامل داشتند و هر زمان بی هیچ قید و بندی می توانستند حکم به مصادره اموال دهند.

برای مثال در نخستین دوره یورش مغولان به ایران املاک سادات طباطبایی فارس غصب و مصادره شد و هیچ کوششی نیز نتوانست مغولان را از این غصب بی دلیل منصرف سازد.

این وضع منحصر به دوره تاریک حکومت مغولان نبود و تا دوره های اخیر نیز ادامه یافت. در سده سیزدهم هجری و هنگام زمامداری دودمان قاجاریه، غصب اموال با تهمت های ناروا از قبیل بابی بودن صاحب ملک رواج فراوان داشت و در آغاز سده حاضر نیز رضاشاه بسیاری از زمین های مرغوب کشور خصوصاً مازندران را از چنگ مالکان آنها به در آورد؛ بی آنکه امکانی برای تظلم خواهی وجود داشته باشد.

در این حالت، نذر اموال یکی از مهم ترین راه های فرار از مصادره و غصب بود. در واقع صاحبان املاک با نذر نمودن ضیاع و عقار و نذر آن برای کارهای عام المنفعه خود می کوشیدند تا آن را از غصب و مصادره دولت دور نگه دارند تا بازماندگانشان از منافع و درآمد این املاک بهره مند شوند.

وقتی ملکی نذر کار خاصی می شد ، غیرمنقول می شد و سرمایه آن به علاوه روشی که درآمدش از طریق آن صرف می شد از نظارت دولت بیرون می رفت. با این کار فرد خیر تا حدودی آزادی عمل خود در قبال ملک سابق خویش را از دست می داد، اما همچنان بر آن اشراف داشت. گفته می شود حاج حسین آقاملک ثروتمند و نیکوکار بزرگ معاصر، هنگامی که از نقشه کشی های رضاشاه برای غصب اموالش آگاه شد، جملگی آنها را نذر امام رضا(ع) کرد و شاه را برای همیشه از تصرف آنها محروم ساخت.

در این میان حتی خرده مالکان نیز با نذر املاک خود به بقاع متبرکه در پی تحصیل حمایت نهاد دین بودند. اما حتی این نوع نذورات نیز در طول زمان از غصب در امان نمی ماندند و اگر امکان غصب ناگهانی و فوری آنها وجود نداشت، این غصب به شکل تدریجی انجام می پذیرفت. برای مثال دو مدرسه پریزاد و دو در که از سده نهم هجری قمری در مشهد وقف طلاب امور دینی شده بودند، دارای نذوراتی در اطراف خود ـ از جمله تعدادی مغازه در بازار قدیم مشهد ـ بودند که امروزه کوچک ترین اثری از آنها در دست نیست.

این مغازه ها غالباً به تصرف مالکان خصوصی درآمدند و بعدها نیز جزو ساختمان های آستانه امام رضا(ع) قرار گرفتند. در موردی دیگر حجره های صحن عتیق امام هشتم(ع) برای اسکان زوار نذر شده اند، اما در دوره های بعدی (خصوصاً دوره قاجار و اوایل پهلوی) به صورت مغازه یا مقبره ثروتمندان درآمدند!

از دیگر انگیزه های نذر در ایران کسب احترام و منزلت اجتماعی و تثبیت موقعیت سیاسی بوده است؛ چنانکه بسیاری از شاهان و وزیران اقدام به نذر می کردند و گاهی به جای اموال خصوصی از اموال عمومی برای نذر بهره می گرفتند. برای مثال، خواجه نظام الملک توسی ـ دیوانسالار و وزیر اعظم سلجوقیان ـ اراضی زیادی را نذر و وقف مدارس، مساجد و رباط ها کرد که بخش قابل توجهی از آنها از وجوه دولتی تامین شده بود.

او در اصفهان گنبد معروف خواجه نظام الملکی را در مسجد جامع بنا نهاد و دیوان سالار رقیبش به نام تاج الملک ابوالغنایم شیرازی درست در برابر این گنبد، گنبد تاجیه را بنا نهاد تا در نمایش نیکوکاری از خواجه نظام الملک عقب نماند.

با این وجود و به رغم انگیزه های متفاوت و گاه غیردینی نذر، این رویه تاثیرات خاصی در اقتصاد ایران طی دوران های مختلف داشت.با این شیوه گاه اراضی جدید زیر کشت و توسعه می رفت و برخی املاک متروک احیا می شد .